Archive for جولای, 2007

علی

جولای 28, 2007

تولد با سعادت شاه مردان عالم رو به تمام جوانمردان جهان تبریک میگم.

اول و آخر دوران علی است. نامداره نامداران علی است.

چراغ راه این نادان علی است. هر که اورا دوست می دارم علی است.

هکر ها خرابمون کردن!

جولای 27, 2007

سرویس های وبلاگ یک کشور و زبان از بزرگترین و مهم ترین ارکان دنیای دیجیتال هستند که برای رشد فرهنگ عمومی آی تی هر کشوری لازم و مهم هستند . و بزرگترین سرویس های وبلاگ فارسی زبان هک شدند! دوتا و اونم پشت سر هم و توسط عرب ها! و با چه فضاحتی.

پرشین بلاگ هک شد

بلاگفا هک شد

واقعا باید یه فکری بکنیم این سرویس ها هر کدوم دارای ملیونها کاربر بودن که حالا معلوم نیست که چه بلایی سرشون میاد من خودم سابقه ی از دست دادن وبلاگم رو داشتم و میدونم که چه دردی داره که کلی قدمت وآرشیو و زحمت شما بر باد می ره و برای همینه که الان در وردپرس می نویسم!

شاید با از بین رفتن کلی از وبلاگ های فارسی فرصتی باشه برای مهاجرت به وردپرس(قابل توجه دکتر مزیدی) تا بالاخره بلاگر های حرفه ای ایرانی هم مثل خود من احساس واقعی وبلاگ نویسی رو درک کنن. و امکانات وردپرس و لایو رایتر استفاده کنن.

یک شبانه روزه من

جولای 27, 2007

دیشب رو به چه بدبختی یکم خوابیدم ! اونم چه خوابیدنی!  تقریبا دو سایعت یک بار بلند شدم و یه دور زدم بعد اینقدر خودم رو لول دادمو ول خوردم تا دوباره خوابم برده! همیشه توی حیاط خونمون می خوابم ولی دشب رو نتونستم نه من هیشکی از خونواده نتونست بیرون بخوابه! هوا هم کلی خوب بود ولی یه مشکل همیشگی بود که ایندفه خیلی بدتر شده بود دیگه قابل تحمل نبود!

شرکت  پالایش نفت کرمانشاه که نزدیک محله ما 22 بهمن و وسط شهره  معمولا شب ها عادت داره که گازهای  تولید شده ی خودش رو توی آسمون پخش می کنه که باعث میشه صبح ها معمولا به جای یه هوای خوش بوی گندی رو ما استشمام کنیم! این کارو شب ها انچام می ده تا دستش رو نشه. همیشه شب ها می خوابیدیم و صبح ها ازیت می شدیم که بالاخره می شد تحملش کرد ولی  دیشب دیگه خیلی  خیلی بوی گندی می داد آسمون نمیشد نفس کشید من که به بیرون خوابیدن عادت داشتم مجبور شدم توی خونه بخوابم که خوابمم اصلا خوب نشد اونم در حالی که امروز صبح کنکور داشتم!

خلاصه باید یه فکری به حال این شرکت  نفت کرد تا حالا چند باری هم مردم شاکی شدن و یه بارم کارشون به روزنامه های محلی کشید ولی هیچ نتیجه ای نداشت و هیچی هم عوض نشده تا حالا!

و اما ماجرای کنکور دادن امروز ما!

صبح زود مادرم با زور بیدارم کرد  که  حاضر بشم برم کنکور بدم! بلند شدم و تا صبحونه بخورم ولی هر کاری کردم نتونستم چیزی بخورم خلاصه با یه لیوان شیر سروتحش رو به هم آوردیم! با کلی  نگرانی مادرم که صبحه و ماشین نیست  بالخره زنگ زدیم تاکسی تلفنی  و با پدرم را افتادیم به طرف دانشکده ی کشاورزی کرمانشاه که توی اتوبان حاشیه ی شهر قرار داره ! رفتیمو رفتیم تا رسیدیم  زیاد شلوغ نبود . توی دفترچه نوشته شده بود که ساعت 6:30 در ها دیگه بسته می شه منه بدبختم کلی زود رفته بود و سر ساعت اونجا بودم ولی تا ساعت 7:30 در ها بازه باز بودن و فقط اونایی که سر وقت اومده بودن ضایع شدن!!

با اینکه تا حالا دو بار می تونستم کنکور بدم ولی این اولین کنکورم بود کلی ترسیده بودم که این کنکور که می گن چی هست! اولش یکم استرس داشتم ولی وقتی رفتم تو اصلا استس یادم رفت فقط گرمم بود! یکم وایسادیم تا برگه هارو دادن بالاخره این کولر هم روشن شد و چون صندلی من روبروش بود خوشبحالم شد حالا بقیه رو نمی دونم اول سوال های عمومی رو دادن  و بعدشم  تخصصی ها رو من کلا به یه چیزی اعتقاد دارم و اون اینه که  سه عدد مثبت بیشتر از یک عدد منفیه بنا بر این تمام 180 سوال رو جواب دادم . توی این همه مدت چیز ندیدم که می گن کنکور اله و بله  مثل امتحان های دوره ی دبیرستانمون بود با این فرق که توی دبیرستان نمی شد تقلب کرد ولی اینجا خوب می شد توی چندین دقیقه اصلا مراقب نداشتیم! خلاصه خوش گذشت . یه کیک شیرین عسل بهمون دادن که فکر کنم 100 تومن بیشتر قیمتش نبود و به هر کدوم از ما یهک لیوان آب خوردن البته با لیوان یک بار مصرف ولی شد تغذیه ی ما توی این 4 ساعت. من کلی دستشویی داشتم ولی مجبور شدم تا اخرین لحضه وایسم  اون اواخر امتحان از گرسنگی و دستشویی اصلا نمی دونستم چی دارم می زنم فقط می زدم شونصد تست در ثانیه می زدم! خلاصه به خوبی و خوشی تموم شد و اومدیم خونه.

اصلا استرس نداشتم  تا حدی که بچه ها تعجب کرده بودن چند تا از دوستام رو اونجا دیدم! اکثر بچه ها که خونده بودن استرس زحمت هاشون رو داشتن که یه وقت بر باد نره و بقیه هم استرس اینکه باید می رفتن سربازی! و من نه درس خونده بودم نه اینکه قرار بود سربازی برم آخه من چیزم  یعنی سربازی نمی رم .

ظهر یکم خوابیدم و بعدش بیدار شدم که گوشی داداشم زنگ زد بهش خبر دادن که یکی از دوستاش که منم خیلی دوستش داشتم فوت کرده . (خدا رحمتش کنه روحش شاد) چه مرد نازنینی بود. داداش بیچاره ی منم که امروز صبح با همین دوستش از تهران برگشته بود کلی گریه کرد و رفت بیرون.

الانم که دارم می تویسم تا ببینیم تا شب قراره چی پیش بیاد!

جوابی به چند نظر

جولای 26, 2007

در چند پست قبلی نظرات خودم رو در مورد چیزهایی که دیدم بیان کردم و توی وبلاگ نوشتم که اگه انتظار نداشتم دیده نشده و مورد انتقاد دوستان قرار نگیره که باید دره وبلاگ رو می بستم . پس نه ناراحت هستم و نه قصد توهین دارم فقط می خام که از نظر خودم چند چیز رو روشن کنم!

من فقط جواب خودم رو به نظرات این پست ها می نویسم و انتظار قبول شدن این نظرات رو از دوستان ندارم!

این دوستان در”بگیر بگیر امروز تشدید شد!” گفتند که:

2:بامداد : جرمش اینه که لباس سیاه تنش نیست!(ایشون اولین نظر رو دادن که منم تا حدود زیادی باهش موافق هستم که قرمز پوشیدن شاید یه جرم بزرگ باشه)

3:کاوه : فكر كنم تاثير حرف‌های فرزاد حسنيه! آقا دو شب در گوش … ياسين خواند.(کاوه که از هم شهری ها و دوستانه خودمم هست به جریانه فرزاد حسنی اشاره کرده که بصورت کلی جواب خوبیه ولی در جز ما که نمی دونیم !)

4:kzb : (چرا اسمت رو نگفتی؟ این اولین مشکل)به گناه , به تباهی کشاندن زنگدگی جوانان , به گناه ترویج خودفروشی , (این دوست ما که خیلی هم منصف هستن فقط با دیدن یه عکس به این همه نتیجه رسیدن که منم انتظار بیشتر از این رو نداشتم . همهیشه گفتم که تعصب فقط مانع پیشرفت خواهد شد که دوستمون خیلی بی تعصب حرف نزدن)به گناه تحریک افرادی چون شما برای طرفداری از غرب گرایی , (به همون شیوه ی قبلی این دوستمون سریع تشخیص دادن که من غرب گرا هستم! نه من فقط طرفدار عدالت علی هستم عزیز دلم جایی که زور بر ایمان نباشه جایی که همه به حقشون برسن اگه غرب به عدالت علی نزدیک بود من حتما طرفدار اون بودم)راهی که غرب رفته و در ورای آن به چیزی جز تکنولوژی بدون اخلاق دست نیافته , میدانی یکی از تاثیرات رنگ قرمز چیست ؟ (بحث که علمی بشه خیلی حرف ها می شه زد مثلا می دونید که سیاه و خاکستری بیشترین اثر رو در افسردگی افراد دارند؟!)نمی دانی اگر می دانستی چنین جاهلانه گناه ها و جرم های همین دخترک معصوم را نادیده نمی انگاریدی و دو علامت تعجب روی سرت سطحی نگریت را جار نمی زد . (ممنونم بخاطر لطف شما نسبت به خودم دوست عزیز ولی در یک مبارزه ی منطقی کسی پیروزه که منطقی تر باشه)مپنداروبلاگ برتر شدن در طرفداری کورکورانه از عقاید اقلیت مجاز طلب است , که برتر بودن , واقعیت نگاریست.(فکر کنم این قسمت رو بخاط پستم در مورد برترین وبلاگ ها باشه!دوستمون سعی در این دارند که بگن من این جور پست ها رو می نویسم تا مورد توجه کسی یا چیزی قرار بگیرم و به قول خودم بهترین بشم به خدا قسم که من فقط هر چه می خواهد دل تنگم می گم!)

5:شهروند : اولا از کی تا حالا گرفتن فاحشه ها شده بگیر بگیر(به من که دیگه حرفی واسم نمونده هنوز هیچی نشده رفتن آخر خط دیگه نه دلیلی نه برهانی نه هیچ کوفتی فقط می دونم که به خدا مناز خیلی از شما که ادعای ایمان دارید بهشتی ترم کا غیامت همین الان بود)
دوما از کی تا حالا سازمان حقوق بشر اومده تو هرچه می خواهد دل تنگت بگو(اینم از دیکتاتوری خوب معلومه دیگه!خدا رحم کرده که …….)
سوما از کی تا حالا شما شدید قاضی و پلیس شده مجرم(ما کی شدیم قاضی من فقط نظر خودم رو گفتم اینجوری که معلومه شما شدی قاضی که حکم به فاحشه گی هم دادی!)
چهارما من که می دونم این حرفات از روی دلسوزی نیست فقط می خوای مردم تحریک کنی که باید بهت بگم مردم خودشون اولین موافق برای این طرح نیروی انتظامی هستند(خوب معلومه که میخام مردم رو تهریک کنم مرض که ندارم این چیزا رو بنویسم من نظر خودم رو می گم و با ذکر دلیل دوست دارم که با من هم عقیده باشن ولی مجبورشون نمی کنم ولی مثل اینکه توی ایران مجبور کردن رسم شده!شاید مردم توی فکر تو موافق بوده باشن ما هم با گرفتن عراضل واوباش موافقیم خیلی هم خوبه ولی در پشته این موافقت مردم چرا تفتیش عقاید می کنید!)
پنجما دست تمام پرسنل زحمتکش نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران درد نکنه(پرسنل نیروی انتظامی گناهکار نیستن اونا فقط مامورنو تصمیم گیرنده نیستن کسی به اینا کاری نداره ما به کسایی کاری داریم که ادعای گفتمان بشریت و آزادی و عدات و این حرفا رو دارن)

6:a : ششما شهروند گلابي ،(این در جواب دوست بالاییه) يادت باشه امسال تو و اجداد عرب و اجنبي پرستت باعث فقر و فحشا تو اين مملكت شدن(گفتم با تعصب موافق نیستم ولی در جواب اون حرف های باید این چیزا هم زده بشه نمی تونم بگم که موافق نیستم)
حالا توي بيچاره زير چادر “آن كاره ديگر” ميكني اين بنده خدا هم اگر بكنه روشش فرق ميكنه فقط(این دوستمون معلومه که از خیلی ها عادل تره چون حداقل به من این حق رو داده که روش خودم رو داشته باشم دمش گرمه)



حبیب در “همه ی نخبه های تیکه ی ما” گفته که: سلام دوست عزیز 3تا نکته. شما از کجا فهمدید که این ها نخبه هستند؟ (شما درست میگید اینها نخبه نیستند منم خواستم که توی این مملکت چند تا نخبه نام ببرم ولی اسمی به ذهنم نرسید ! یعنی نخبه ی زن هم داریم :D وقتی یاد سریال هایی میفتم که همیخ خانوم های بازیگر دم از خدا و امام و این حرفا میزنن و میرن امامزاده و گریه می کنن حالم از صدا و سیما به هم می خوره البته دوست ندارم این حرفای من باعث بشه که اینا رو هم مجبور کنن که سیاه پوش بشن!)حتما شما می دونید که از افراد و هنرمند هیچ توقعی برای مذهبی بودن نیست. ضمنا کی آقای خامنه ای چنین حرفی زدند؟ (آقای خامنه ای در سخنرانی خودشون توی هفته ی زن به این نکته ی عجیب اشاره کردن که منبعش الان در دسترسم نیست که بعدا اضافه می کنم)ممنون بای


بلاگر در “همه ی خواهران رئیس جمهور” گفته: سلام خواهشا شما دیگه از جدا سازی بد نگید ! حتما این من بودم که بخش زنان تو وبلاگتون ایجاد کردم که حتی اخبار خانم ها هم جدا بشه؟؟!!!(دوست عزیز مثل اینکه شما از دسته بندی هیچ سررشته این ندارید! اتفاقا من یک دسته بندی به اسم زنان اضافه کردم تا به شکل خاص به اونها بپردازم نه اینکه جداسازی انجام داده باشم . شاید این وسط به مردان ظلم شده باشه که مورد خاصی توی وبلاگ من نیستند!)

پی نوشت: خوشحال می شم که نظرات دوستان رو بشنوم و بهش جواب بدم.

بگیر بگیر امروز تشدید شد!

جولای 24, 2007

بازم این بگیر بگیر شروع شد خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه

این دختره بیچاره چه گناهی کرده که باید اینجوری باهاش رفتار بشه !!

به فرزاد حسنی امتیاز بدهید

جولای 23, 2007

رفتم قسمت نظات صدا و سیما و دیدم که هرچی نظر که بر ضد حسنی بوده توی وبسیاتشون گذاشتن منم گفتم واسه اینکه واقعیت معلوم بشه خودم یه نظر سنجی درست کنم تا این دولتی ها از رو برن دیگه!

بعد از گفت و گوی حسنی با سردار رادان چه امتیازی بهش می دید؟

اینجا رای بدهید


اضافه شده در 23 مرداد : دوستان عزیز مثل اینکه یه اشتباهی این وسط شده! درسته که من یه همچین پستی رو توی وبلاگم گذاشتم ولی این دلیل نیست که من طرفدار فرزاد حسنی باشم این پست فقط بخاطر این بوده که عمل زشت صدا و سیما نشون داده بشه که فقط چیزهای باب میل رو انعکاس میده.اگه می خواهید نظر من رو در مورد فرزار حسنی بدونید به این پست ها توجه کنید + +

در نظر سنجی هم تا این ساعت 72 % با حرفه های حسنی با رادان موافق هستن و 25 % مخالف که هرچی هست قابل توجه!

گردی از راهی نمی خیزد سواران را چه شد

جولای 23, 2007

گردی از راهی نمی خیزد سواران را چه شد.مرده اند از بیم یاران نامداران را چه شد.

جز صدای جغد ها چیزی نمی آید به گوش قمریان آخر کجا رفتند ساران راچه شد.

از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت.بلبلان قرقاولان کبکان هزاران را چه شد.

دور تا دور من از دشمن سیاهی می زند. دوستان ما کجا رفتند یاران را چه شد.

قمریان آخر کجا رفتند سرارن را چه شد.

هرکجا سوز زمستان است و تاراجی خزان. روح تابستان و اسب نوبهاران را چه شد.

زیر سم لشکر ضحاک پشت من شکست. کاوه ی لشکر شکن کو شهسواران را چه شد.

لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید. رستم و گودرز کو اسپندیاران چه شد.

خشکسالی در زمین بیداد و غوغا میکند.بخشش هفت آسمان کو باد و باران را چه شد.

قمریان آخر کجا رفتند ساران را چه شد.

طرح افزایش فشار اجتماعی از امروز شدت خواهد گرفت . سواران را چه شده ؟ اول خواستم در مورد این طرح و جزیاتش یه منبع از یه خبر گذاری بزارم ولی به نظرم کسی نیست که ندونه. کسی نیست که خبر نداشته باشه. کسی نیست که هشدار های کرکس رو نشنیده باشه. گفت و گوی حسنی رو که یادمون هست!

بازم حذف شدیم

جولای 22, 2007

توی این بازی هم باختیم که باختیم !

برا سوال شده که اول موقع قبل از انقلاب ایران چی داشته که 3 دوره پشت سره هم قهرمان شده که بعد از انقلاب هنوز هیشکی هیچ غلتی نکرده که به اون موقع برسه ای آقا چیمون از اون موقع بهتر شده که فوتبال بشه از اینجا باید فهمید که رشد 40 درصدی ایران حتما راسته بوده دیگه

ما که می دونیم الان چیا درست نیست مثلا همین فوتبال یا طرح امنیت اجتمایی و هزار تا کوفت دیگه ! الان شونصد نفر توی لست یاهو من هستن که فحش اونم از نوع 3 نقطه دارش روی استاتوسشونه به کیاشو که خودتون می تونید حدث بزنید!

تو قلب منو شکستی

جولای 22, 2007

امروز بعد از مدت ها اتفاقی یه سری زدم به Box.net من وقتی این سایت تازه راه افتاده بود عضوش شده بودم اون موقه واسه خودش یه انقلابی بود! تو زمانیک ما با 10 مگابایت شرمیشن خودمون رو راضی می کردیم بکس اومد با یک گیگ فضا که همه کف کردیم! رفتم توی اکانتم یه نگاهی انداختم فقط دوتا فای فلش توش بود که واسم کلی خاطره بود . اصلا یادم رفته بود که همچین چیزی هست !

داستان عشق کوتاه دوتا گنجشک ناز روی درخت که دختره بدجوری ضدحال به پسره میزنه به نامه:” You Broke My Heart” که می تونید از اینجا دریافتش کنید.

حسنی دوست دارم حسنی

جولای 22, 2007

نمی دونم دیشب برنامه ی کوله پشتی رو دیدید یا نه؟! در مورد طرح افزایش امنیت اجتماعی بود. من کلا با کوله پشتی و فرزاد حسنی مشکل دارم . ولی یه جرات می تونم بگم که برنامه ی دیشت یکی از بهترین برنامه هایی بود که توی این چندین ساله دیدم و واقعا لذت بردم. من زیاد رفتار فرزاد حسنی رو دوست ندارم بخاطر اینکه فکر می کنم که لوس حرف می زنه ولی توی برنامه ی دیشب مثل مرد بود مثل یه شیر که داشت تمام وقت به خراب و نابود کردن اون یارو سرداره که حتی اسمشم نمی دونم چیه می کرد و 1000 البته که داشت راست می گفتا داشت حرف دل مارو می گفت داشت می گفت که برید گم شید .دیگه جم کنید این حرفاتون رو مردم دیگه خسته شدن.

فقط توی برنامه جای یه روان شناس و یه جامعه شناس کم بود تا اونا هم جناب سردار رو خراب کنند و قهوه ای کنن بره پی کارش!

یکی نیست بگه منه جون وقتی شما میاید و بهم می گید که چرا لباست اینجوریه و چرا موهات اینجوریه و بهم اجبار می کنید (بر فرض با رفتار خوب) ولی من رو قانع نمی کنید . شاید من مجبور باشم که به میل شما رفتار کنم ولی اطمینان داشته باشید در اولین فرصت عقده ی خودم رو سرتون خالی می کنم . کی می خاید بفهمید این کارها بجز زیاد کردن کینه ماها هیچ سود دیگه ای نداره!

می گن که ما می خایم که شما بر طبق هنجار های جامعه رفتار کنید. آقاجون هنجار های جامعه رو افراد اون جامعه می سازند نه ماموران پلیس و آخوند های پیر ! اگه ما جون ها دوست داریم که اینجوری لباس بپوشیم پس هنجارهای جامعه درست همینه که ما می گیم جون ماها هنجار هستیم ما هستیم که تعیین می کنیم نه شما

پس فقط خودتون رو خراب می کنید. وای بر شما. و آخرین حرفن به کسایی که مثل خودم هستن “اندکی صبر سحر نزدیک است”

قسمت های از حرفه های حسنی و رادان از اینجا / بیشتر در این رابطه بخوانید