غم چیست؟ من که هستم؟
شاید بهترین من غمگین ترین من باشد. چرا وقتی تنها در اطاقم نشسته ام و به خوبی و بدی های دنیا به کارهای که انجام نداده ام و به کارهایی که باید انجام می دادم فکر می کنم احساس می کنم که بهترین خود هستم.
چرا وقتی از خود ناراحتم و پشیمان, به خودم افتخار می کنم. چرا وقتی بخاطر کارهای نکرده و اشتباه های کرده, دلزده از خود نادانم می شوم, از این حال خوشنودم.
چرا دیگر معشوقه ای ندارم؟ چرا معشوقه های من همه پس از مدتی رنگ باختند و زرد رنگ بودند. من کجا هستم؟ من چه چیزی و یا چه کسی را می خواهم؟ عشق من کجاست؟
می 14, 2008 در t 10:47 ب.ظ
عشق غمگین ترین حادثه ایه که در زندگی رخ می ده !
می 15, 2008 در t 3:05 ب.ظ
عشق را در درون خودمان جستجو کنیم.
موفق باشی و عاشق
می 16, 2008 در t 8:43 ق.ظ
سلام … خوبی … نیستی؟
عشق حقیقی خداست … اونو طلب کن … چرا به من سر نمی زنی ؟
راستی از سیوان خبر نداری « واران » چرا اینجوریه ؟ باز نمی شه …
می 16, 2008 در t 1:48 ب.ظ
سلام دوست عزیز
با مطلبی در خصوص فوتبال و قوم گرایی به روزم . قوم گرایی در ایران و راهبردهای امنیتی برای …………….. خوشحال از حضور شما
می 16, 2008 در t 8:01 ب.ظ
آه
دلم می گیرد.
موفق باشی و عاشق