امروز را روز پایان تلویزیون در خانه ی ما اعلام می شود. روزی که آخرین بیننده ی تلویزیون اعتراف کرد که دیگر دیدن تلوزیون هیچ گونه جاذبه ای برایش ندارد.
از چندین ماه پیش دیگر هیچ کسی در خانه ی ما سری به تلویزیون نمی زد از وقتی که ماهواری آمد و من و برادرانم به جرگه ی ملت خلافکار پیوستیم که اوضاع بدتر هم شد. آخرین افراد مقاوم پدر و مادرم بودند. که پدرم اول کنار زد و اعتراف کرد که دیگر هیچ علاقه ای به این تلویزیون ندارد! و آخرین فرد مقاوم مادرم بود که خود را با دیدن برنامه هایی مثل “سیمای خانواده” و “تصویر زندگی” سرگرم می کرد, ایشان هم همین امروز در پیشاپیش چشمان من, اعتراف کرد که دیگر هیچ لذتی نمی برد و دیگر تلویزیون تماشا نخواهد کرد. همه اش وقت تلف کردن است!
فکر کنم که فقط یک زمان روشن می کنیم و یک سریال می بینیم. این سریال ” امپراطور دریا” مارا پای تلویزیون می نشاند. خوشبختانه اینقدر خوب است که حتی من هم برای دیدنش آماده باشم.
یک زمانی به بهانه ی اخبار روشن می شد این وسیله ی بیچاره, که من و پدرم مشتری بودیم. من که اول کنار زدم و دیگر حتی با اخبار 20:30 شبکه ی 2 هم رفاقتی نداشتم, تکلیف بقیه که معلوم بود. از اینترنت منابع خبری خود را تامین می کنم. کمترین خوبیش این است که می توانی از منابع مختلف خبری را دنبال کنی و این احساس را نداشته باشی که به تو خبر می خورانند. پدرم که آخرین فرد اخبار بین خانه ی ما بود چند ماهی هست که ترجیح می دهد از من خبر بگیرد تا از جبعه ی سیاه! خوب به من بیشتر اعتماد دارد دیگر !!
و اینگونه من رسما پایان دوران حکومت تلویزیون و شبکه های صدا و سیما را اعلام می نمایم. خدایش نیامرزد.
برچسبها: 20:30, ایران, تلویزیون, خانواده, خبر, سریال, سرگرمی, صدا و سیما, علاقه
می 24, 2008 در t 7:28 ب.ظ
سر مزارش به جای من هم براش فاتحه بخون . توی خونه ی ما که قصد پایان یافتن نداره .
سجاد:خود نفس وجود تلویزیون که تموم بشو نیست. صدا و سیمای جمهوری اسلامی منظورم بود.
می 24, 2008 در t 7:29 ب.ظ
سلام سجاد جان؛
بسیار نوشتههات خوب شده، مخصوصاً اون دورهی گذر از محاورهنویسیت سپری شده. موفق باشی!