زندگی

زندگی یعنی هر روز صبح سلام کردن به پدر و مادر

زندگی یعنی دستی که مادر به سرم کشید

زندگی یعنی اشکی که از رنج مادر ریختم

زندگی یعنی بوسه ای که پدر به پیشانی ام زد

زندگی یعنی لحظه ای که دست پدرم را بوسیدم

زندگی یعنی ما

زندگی یعنی همان لحظه ای که در کنار آنها شاد بودم

زندگی یعنی همین

برچسب‌ها: , , , , ,

یک پاسخ to “زندگی”

  1. ایلیا می گوید:

    زندگی یعنی همین
    خیلیها زندگی نمیکنند
    خیلی ها از این نعمت محرومن
    خیلی ها …
    .
    آقا این دیسکاس جون جونیت گند زد به وبلاگ ما دوباره ! من بازم گفتم که شاید اون دفعه بچه بود با ما لج بازی کرد دیدیم نه همونه که بود !

يك پاسخ برايش بگذاريد