بایگانی روزانه: 2011/12/19

غم مخور

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در ادبیات | برچسب‌خورده با | بیان دیدگاه

سگ‌ها و گرگ‌ها

(بند-۱) هوا سرد است و برف آهسته بارد ز ابری ساکت و خاکستری رنگ زمین را بارش مثقال، مثقال فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ سرود کلبهٔ بی روزن شب سرود برف و باران است امشب ولی از زوزه‌های باد پیداست که … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در هنر و زیبایی, ادبیات | برچسب‌خورده با | بیان دیدگاه