هیچ چیز درد آور تر از این نیست که تورا ندان پندارنت در حالی که تو نادان نیستی!
هیچ چیز درد آور تر از این نیست که تورا نا آگاه پندارند در حالی که آگاهی!
هیچ چیز زجر آور تر از این نیست که با همه ی آگاهی و دانایی, وجودت هیچ ثمری نداشته باشد.
هیچ چیز درد آور تر از این نیست که تورا ندان پندارنت در حالی که تو نادان نیستی!
هیچ چیز درد آور تر از این نیست که تورا نا آگاه پندارند در حالی که آگاهی!
هیچ چیز زجر آور تر از این نیست که با همه ی آگاهی و دانایی, وجودت هیچ ثمری نداشته باشد.
به قول مولوی:
هرکه او بیدار تر پر دردتر / هرکه او آگاه تر رخ زرد تر
بازم داشتیم از رسم بد این ایران حرف میزدیم و بازم مثل همیشه از سر دلسوزی گله گذاری می کردیم و غصه می خوردیم! دوستم گفت که ما هم خوب آدمای ناشکری هستیما! اگه توی افغانستان یا یکی از کشورهای آفریقایی به دنیا میومدیم بازم اینجوری ناشکر بودیم؟ اون موقع آرزوی این شرایطمون رو نمی کردیم؟!
بهش میگم: درد آدم از دانستن چیزاست. من و تو مثل آدمای تشنه ای می مونیم که آب ذلالی رو که حقمونه بخوریم کمی اونطرف تر داریم می بینیم و بوش به مشاممون میرسه. ولی نمی تونیم بهش دسترسی داشته باشیم. شاید اگه از وجود اون آب خبر نداشتیم به همین آب گلالود لجنی که دارن به خوردمون میدن راضی بودی!
“خون گم نمیشه”
ضرب المثل کردی
در کردها رسم بر اینه که وقتی کسی به ناحق کشته میشه و خونی ریخته میشه. تهت هر شرایطی باید خونش رو با خون پاک کرد و حق اون رو گرفت. شاید این موضوع خیلی طول بکشه و شاید برای مدت طولانی اصلا فراموش بشه ولی کردها اعتقاد دارند که بالاخره یک روزی این اتفاق خواهد افتاد تا آرامشی برای صاحب خون باشه شاید سال های بعد شاید در نسل های بعد!
پ ن : این روزها خون های ناحق زیادی ریخته شدند. ببینیم که چه زمان پاک خواهند شد.
میگه بچه کجایی
میگم ایران
میگه واااا راست می گی نمی دونستم که ایرانی های هم WOW بازی می کنن!!
میگم اختیار داری ما هم آدمیم!!
میگم نمی تونم فیلم های آموزشی Ulduar رو از یوتوب ببینم. اینجا فیـــلتره!
میگه یعنی چی مگه میشه که یوتوب فــیــلتر باشه!؟!؟!؟!
میگه خوب از پــروکسی استفاده کن.
میگم همشون بسته شدن به سختی میشه یکی گیر آورد.
میگه VPN استفاده کن. می گم تازگی ها اونم بستن.
میگم تو نمی فهمی توی ایران همه چی فــیلتره.
میگه من موندم تو چرا اصلا از اینترنت استفاده می کنی!
یه فحش آماری به همه ی دست اندرکاران نا محترم میدم و می گم خوب چیکار میشه کرد مجبوریم بسوزیمو بسازیم
کلی تعجب می کنه و میگه! وای چی میکشی اونجا بیچاره به تو! فکر کنم توی ایران زیاد اذیت بشین!
.
توی یکی از کشور های اسکاندیناوی دنیا اومده و از وقتی چشمش رو باز کرده حال کرده. نمی دونه که مشکل داشتن با دولت اصلا یعنی چی؟! هرچی گفتم آخرش درک نکرد که چرا باید اینجا فـیلترینگ و محدودیت باشه! آخرشم با کلی گیجی فقط برام آرزوی موفقیت کرد!!!
من خودم پسرم, پسرها همه حرومزادن!
ممد.د
پی نوشت 1: خیلی سال پیش داشت بین یه دختر پسر قهر کرده رو جوش می داد اینو پای تلفن به دختره گفت! نمی دونم چرا یادم مونده؟! خیلی وقته ندیدمش شنیدم معتاد شده بیچاره!
پی نوشت 2: این مطلب رو خوندم جوگیر شدم اینو بنویسم
پی نوشت 3: این یعنی برگشتم؟!
زندگی من به بی خوابی می ماند.
در حسرت روزگار کودکی هر روز و هنوز می سوزم
کوتاه زمانی که بهار بوی بهار میداد, زندگی بوی زندگی, زمان بوی زمان.
هیچوقت فکرشم نمی کردم که روزایی مثل این روزها داشته باشم و افکاری مثل این افکار!
دوستی می گفت 99% دختر ها توی کاره پسر بازی هستند. شاید به ما یا رفیقامون پا ندن. باید آمار بگیری میفهمی که به کیا میدن!
1 % باقی مونده که کلا به هیچ کسی پا نمی دن!!
چرا من این روزا اینقدر بد بین شدم. من آدم بد بینی نیستم ولی نمی دونم این یکی دیگه جلوی چشام سیاه شده! به قول مولوی
هر که او بیدار تر پر درد تر / هرکه او آگاه تر رخ زرد تر