چه کسی می خواهد در فردگرایی خود فرو رویم؟

کلامی نو, سطر صفحه ای دیگر. کتابی تازه گشوده می شود. تولدی رقم می خورد و انسان چشم می گشاید, به روی جهانی که در انتظار اوست. تا او را در سرنوشت خویشتن سهیم کند. در روزگار شادی و اندوه, در کامیابی و رویش, در شکوه و شگفتی. و در تلخ کامی و غم هستی آهنگ های بسیار دارد. پرده های بیشمار, آواهایی که باید شنید, و نواهایی که باید شناخت. باید به ضرب آهنگ آن پی برد. و به رمزهای جاودانه اش دل سپرد. نشانه ها چشم براهند تا انسان فراخوانده شود, تا به دوردست نظر دوزد و خود را آماده کند. با تمام وجود مهیا و مجهز, برای رفتن. برای گام نهادن در راه و بیراه. برای گریختن از بیم ها, دلشوره ها و ترس ها, تردید ها. برای فرورفتن و فرارفتن. عبور از مرزها, و گذر از بینهایت به اقلیم پررنگ رویا. به سرزمین مکاشفات به دیار دریافت ها. به سوی فهمی عمیق تر, و هدایت جهان بسوی هر آنچه می خواهیم. کوشش بسیار برای دانستن یک راز. کلیدی برای دست یابی به همه چیز. هر کس مرکز جهان خویشتن است. نقطه ی توامان آغازها و پایان ها. او ارزش های خود را بنای می نهد. و هویت خویش را شکل می دهد. آیا ما پدیدآورندگان شرایطیم, و یا خود پدیده ای بر آمده از آن؟ مرزهای اختیار ما کجاست؟ و دستهایمان در کدامین وادی از نیرو عاری می شود؟ در دنیای روابط تاریک, در جهان چراغ های خاموش. در وادی متروک انسان های تنها, با مناسباتی مخدوش. چه کسی می خواهد در فردگرایی خود فرو رویم؟ در دنیای ذهنیات شناور بمانیم. و جهان درون را به معیاری تبدیل ناپذیر بدل سازیم؟

برگرفته از پیشگتفار فیلم راز در «سینما ماورا»

این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s