چیزی بیشتر از هیچ چیز!

روزی یک موش صحرایی از یک جغد پیر درباره وزن دانه برف سوال می کند. جغد جواب می دهد: «وزنش چیزی بیشتر از هیچ چیز است!»

جغد در ادامه می گوید: «روزی به هنگام بارش برف روی شاخه ای از صنوبر نشسته بودم و در حال استراحت ,دانه های برف را که یک به یک روی شاخه می نشستند, می شمردم. به رقم دقیق 3 میلیون و 471 هزار و 952 که رسیدم دانه برف دیگری روی شاخه نشست و … ترق … شاخه درخت ناگهان شکست و من و برفهایی که روی شاخه بودیم در هوا معلق شدیم و بر زمین افتادیم… آره عزیزم, وزن یک دانه برف چیزی بیشتر از هیچ چیز است.»

موفقیت یعنی رفتن از شکستی به شکست دیگر بدون از دست دادن ذوق و شوق.

«وینستون چرچیل»

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای چیزی بیشتر از هیچ چیز!

  1. آزاد کرمانشاهی :گفت

    سر وینستون لئونارداسپنسرچرچیل فرزند لرد راندلف وووووو!؟پدرش یک لرد بود!؟این شعور انسانها نیست که هستی آنها را تعین میکند بلکه هستی اجتماعی آنهااست که شعورآنهاراتعین میکند؟درثانی مانمیتوانیم بگویم چون چرچیل و امثال چرچیل این گفته را گفتند همه میتوانند آنطورباشند اگراین جناب چرچیل در یک خانواده ی آنچنانی که پدرش بجای لردبودن یک کارگر لر یا کرد بود نه این نسخه را میپیچید نه چرچیل میشد!؟و یا پدریامادری داشت که شباهت زیادی به دو گرگ درنده داشتند ویا پدری معتاد ویا پدری که تنها اسم پدری را یدک میکشید وازپدری تنها رسالتش همان شبی بودکه دست به تولید مثل زد!؟دیگرامثال آقای چرچیلها نه تنها این نمیشدند که گفتند بلکه مخ نازنینشان میپوکید!؟کاشک من بیایم وازواقعیتها بگویم!!؟؟دوستداشتم حوصله اش راداشتم وتا بینهایت ازاین تساوی نابرابران مینوشتم!؟ما نمیتوانیم برابری را بخواهیم که من روستائی که در فقرتمام رشدکردم بشو گاندی!؟من کرمانشاهی که در جنوبی ترین ومحرومترین منطقه بدنیا آمدم و رشدکردم وتحصیل با فلاکت را طی کردم ذوق وشوقی برایم میماند یا من زاهدانی که غیر موادمخدر نه آبی نه زمین بایری ونه کاری ونه هیچ چیز دیگری غیر موادمخدر نیست تا امورات خود وخانواده ام رابگذرانم دیگر شوقی ذوقی اصلا درمن نبود که حال بتوانم حفظ اش کنم؟ حالا اگرجناب چرچیل مثل من درجاهایی که گفتم زندگیش را طی میکرد آنهم درمحرومیتها بازهم میششد چرچیل؟شک را میدهم ویقین را میگیرم که نه !؟بلکه یکی میشد مثل همان کسانی که نام ارازل اوباش برآنها نهادند؟من از استثنا سخن نمیگویم من از عام میگویم نه از خاص؟من از قاعده میگویم.من با گفتهای اشخاص دیگر کاری ندارم من از تجربیات خودم استفاده میکنم من خودم را کمتر از اینها نمیدانم اگربیشترندانم؟آنها درشرایط دیگری زندگی کردند اگرپدرمنهم لردبود یا منهم در کودکی از عطارنیشاپوری منطق الطیررا بعنوان هدیه میگرفتم منهم الان ………بودم؟. آدمهاباهم برابرنداماپولدارهامحترمترند!؟آدمهاباهم برابرند؟اماسیاه هابدبخترند؟البته تبعیضی درکارنیست؟درکل آدمهاباهم برابرند؟امابعضیها برابرترند!!؟؟ایده ها،عواطف وعقاید رانظم اجتماعی تعین میکند.الف علت ب است وب علت الف است؟موفق باشید

    سجاد:دوست عزیزم آزاد کرمانشاهی. من نمی دانم تو چرا همیشه گرفته ای؟ همه ی ما خسته از دنیا هستیم یا زمانی بوده ام و حتما چندین بار پیش خواهد آمد. نمی توانم بگویم که کلمات تو درست نیست. آری همگی شاید درست باشند ولی از چه نظر؟ تفاوت من و شما و آقای چرچیل و یا فلان و بیسان! در این نیست که آنها امکاناتی را داشتند که ما نداشتیم. در این است که آنها چیزهایی را می دانستند که نمی دانستیم. ولی وقتی کلمات طلایی که باعث خوشبختی آنها شد را ما نیز بدانیم پس دیگر تفاوتی بین ما نخواهد بود جز اراده و تلاش و امید. داستانی دیگر می نویسم تا دلم از خواندن مطالبت آرام شود.

  2. ایلیا :گفت

    آقا اینی که گفتی میشود این که : مقدار نیروی از حداکثر تنش مجاز برشی شاخه ی درخت بیشتر میشود و جغذ مفلوک به زمین همی افتد ! ما توی درسمون از این چیزا زیاد داریم ! دو نقطه دی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s