چهارا های بی چراغ راهنما

مشکلات که اصلا کم نیست و مجال برای حرف زدن کم تر! منم که اصلا دوست ندارم به چیزایی فکر کنم که نه می تونم دربارشون کاری بکنم و نه اینکه فکر کردنم برام ثمری داشته باشه. به قول بهروز وثوق توی اون فیلمه که اسمش یادم نیست:

ناااامزدموون کجججااا بود. یااادمون ننداز چیییزایی رو که ندارییم.

با کلی ذوق و شوق رفتم 70 هزار تومن ناقابل پول خرج کردم که چی مثلا گواهی نامه بگیرم و بشینم پشت رول(که هنوز بعد از بیشتر از 1 ماه هنوز گواهی نامه رو صادر نکردن). تا موقعی که این کتاب آیین نامه رو نخونده بودم و به فکر رانندگی نیفتاده بودم از هفت دنیا آزاد بودم. وقتی توی ماشین می نشستم و راننده کفری میشد و به این و اون فحش میداد پیش خودم می گفتم که, ای بابا این چشه چرا اینقدر عصبانی می شه مگه چی شده!! تا اینکه ما هم این کتاب آیین نامه ی راهنمایی و رانندگی رو خوندیم و از تابلو ها و چهارا ها و حق تقدم و ها و این چیزا سر در آوردیم. فهمیدیم که هرکی میخاد به یه طرفی دور بزنه باید راهنما بزنه.

راسته که میگن درد انسان از دانستن است. خلاصه ما که آگاه شدیمو نشستیم پشت رول خودمون شدیم جز اون افرادی که همش در حال فهش دادن بودن, ناسلامتی کلی قوانین بود که رعایت می کردیم و دیگران رعایت نمی کردن, رو اعصاب ما راه می رفتند. یاده یه داستان افتادم که یکی از دوستا تعریف میکرد:

در یک چهار راه سر پیج یکی مثل گاو یدفه می پیچه جلوی دوست ما و ……..

دوست ما: این چه طرز رانندگیه چرا یدفه میای اینور

یارو: حلا مگه چی شده بابا!!

دوست ما: هیچی نزدیک بود بزنم داغونت کنم تازه راهنما هم که نزدی!

یارو: مگه راهنما برای شب نیست؟!؟!

خوب بیچاره دوست ما حق داشته مخش هنگ کنه و ترجیح بده که چیزی نگه و بره! توی این شهر ما از این چیزا خیلی خیلی زیاده, اگه حس باشه هر بار که میری بیرون می شده دربارش یه رومان نوشت.

حالا چی شده قوز بالا قوز ؟ همین چراغ های راهنمایی سر چهار راه ها! چطور ؟ عرض می کنم!

خوب به میمنت وجود انرژی پاک و زیاد هسته ای و مازاد برقی که به عراق صادر می شه و محمود جون تازگی ها همش برق میره, جاهای دیگه ی کشور رو نمی دونم ولی توی کرمانشاه که همش برق قطعه! نکته اینه که کجاها نباید باشه که هست. چراغ های راهنمایی سر چهار راه ها برق ندارند و خاموش هستند. من خودم روزی چندین مرتبه برخورد می کنم به این حالت. حالا خودتون حساب کنید که یه شهری با یه همچین رانندهایی, چراغ  راهنمایی هم نداشته باشه. پلیس هم که نیست پس بهتره حرفش رو نزنیم. جایی که برق نیست میخای پلیس باشه!!؟

البته همون حس قانونمدنی بنده باعث شده که در هنگام رانندگی گوشی رو در نیارم و از این چراغ های خاموش عکس نگیرم, ولی قول می دم که دفه ی دیگه که بخاطر خاموش بودن چراغ توی چهارا گیر کردم پیاده بشم و چندین تا عکس با معنی بگیرم و بزارم توی وبلاگ.

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای چهارا های بی چراغ راهنما

  1. ایلیا :گفت

    دوست شما شانس آورده که سه چهار تا فحش نثارش نشده و یا گرزی قمه ای چاقویی زنجیری چیزی به فرق سرش فرود نیودمه !

    سجاد: جانه تو ایلیا دیگه نخواستم وارد جزیات بشم روم نیومد یارو به قول خودمون شوال جافی و پا و کاوور بوده از نوعه بو گندو! با ماشین پوت تازه به شهر آمده. خدا به عاقبت ما رحم کند

  2. روژیار :گفت

    سلام بر آقا سجاد،
    بهتره زیاد سخت نگیرین اگه بخواین برای این چیزا خودتونو ناراحت کنین زبونم لال صبح رو به شب نمی رسونین. فکر کنم اگه عادت کنین بهتره، البته نه اینکه خودتون هم از اون کارا بکنین، منظورم اینه که با اونایی که اینجورین کنار بیاین، چکار میشه کرد؟!
    این قطعی برقم ظاهرا فقط مال شهر خودمون نیست، من چند روزیه تهرانم اینجام اون جوریه، البته نه به شدت اونجا. به قول سید ابراهیم نبوی تا دیروز(دولت فقید خاتمی) مردم اعتراض می کردن که برنامه های تلویزیون مزخرفه، ولی امروز(دولت مهر) مردم اعتراض می کنن که برق نداریم برنامه های مزخرف تلویزیون رو ببینیم!!
    هه ر بژی …….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s