یا استاد خر بود یا داستان دروغ!

دیگه همه باید داستان دانشگاه زنجان رو شنیده باشند! کلی در موردش حرف زنده شده و از جریان فیلم هست. استادی که گفته می شه که می خواسته به یکی از دختر خانوم های دانشجو تجاوز و اینا کنه!

دارم خودم رو جای اون استاد میزارم که اگه بنده یدفه جوو میگرفتم و در خودم احساس می کردم که خانوم خوشگل دانشجو رو مورد تجاوز قرار بدم چطوری این کار رو انجام می دادم؟ با یه حساب سر انگشتی خیلی کارها می شد کرد که اینجوری گندش در نیاد.

با خانوم دانشجو روی هم که ریختیم شاید اون رو میبردم توی ماشینم و میرفتم یه جای خلوت و کار رو تموم می کردم. خیلی راحت از یکی از دوستان قدیمی کمک می خواستم که خونش رو برام خالی کنه. خونه ی خودم رو می تونستم خالی کنم. کلی مسافر خونه از این حرفا هست که می شه کار رو توش انجام داد. کلی جای خیلی خلوت توی دانشگاه هست که می شه کار رو توش انجام داد! خوابگاه ها که دیگه بهترین جا می تونن باشن! فکرش رو بکنید کدوم آدم خری میاد توی دانشگاه اونم توی یه دفتر اونم اداری کار تجاوز کردن رو انجامم میده!!!! شنیده ها حاکی بر این است که این استاد در حال در آوردن لباسش بوده ولی من که توی فیلم چیزی ندیدم. برفرضم که بوده نکنه میخاسته خانوم رو بزاره روی میزه کارش و بره سراغ اصل مطلب!؟

حالا ما که توی جریان نبودیم شاید این کار کلا یه دسیسه بوده شایدم راست بوده خدا عالمه. اگه دروغ بوده که هیچی ولی اگه راست بوده خاک بر سرش که همچین صوتی بزرگی داده باید از یکی از دانشجوهای همون دانشگاه یاد بگیره.

خودتون می تونید فیلم رو از این لینک ببینید

از یک جهت دیگه هم این داستان برام خیلی جالب بود. از این داستان فیلم برداری شده عکس گرفته شده اونم بوسیله ی همین تلفن های همراه که همه جا هستند فیلم توی یوتوب قرار داده شده و تمام مردم دنیا می تونن اون رو ببینند. از معجزه ی فن آوری در عجبم. من که اونجا نبودم خیلی راحت می تونم فیلم رو از توی خونم نگاه کنم و لذت ببرم. اگه بتونیم از این داستان به صورت درست استفاده کنیم این کشور گلستان خواهد شد!

دوباره نوشت: وقتی مطالب بالا رو نوشتم و پست رو تموم کردم بطور خیلی اتفاقی به این مطلب درباره ی همین موضوع برخوردم که یادم انداخت یه چیزهایی رو باید به این نوشته هام اضافه می کردم.

من توی نوشته ها خودم رو جای استاد قرار دادم و بطور خیلی منطقی به این فکر کردم که این ماجرا چطوری می تونست پیش باید, ولی بیایید خودمون رو جای اون دختر دانشجویی که این اتفاق براش افتاده بزاریم. البته من در نوشته های بالا در مورد این بحث کردم که این ماجرا اصلا راست هست یا نه؟ ولی اگه بنا رو بر راست بودن و ماجرا و بی شرف بودن استاد و بی چاره بودن دختر دانشجو بزاریم باید طوری دیگه ای فکر کنیم. به نظر من و شما این دختر دانشجو بهترین کاری که می تونست انجام بده چیه؟ یکی خیلی خوب این کار رو انجام داده که من دیگه نمی تونم از این بهتر بنویسم . اگه خودمون رو جای اون دختر دانشجو قرار بدیم این حالت ها می تونه پیش بیاد که دوستمون گفتن. پیشنهاد میکنم حتما بخونید

درباره دختری که نمی خواست تن دهد!

باید اضافه کنم, خوب که به این شرایط فکر کردم به نظرم میاد که شاید ان کاری که انجام شد می تونست بهترین گزینه باشه!

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای یا استاد خر بود یا داستان دروغ!

  1. حامد: ما فریب خوردیم :گفت

    این حقیقت که این اتفاق یک فاجعه بود و هر انسانی بخصوص فرهیخته ترین قشر جامعه یعنی دانشجو یان نباید در مقابل آن ساکت می نشستند انکار ناپذیر است، اما این حس غیرت و ناموس پرستی نباید بر چشمان حقیقت بینمان حائل می شد و هشیاریمان را از ما می گرفت، تا جایی که اجازه دهیم عده ای معلوم الحال از این حرکت زیبای حق طلبانه سوء استفاده کنند.

    باید فراموش نمی کردیم که مقصود ما برخورد با فاسدانی بود که شرف و ناموس ما را هدف قرار داده بودند، پس نباید اجازه می دادیم، کسانی که خود در فساد شهره همگان بودند سردمدار این جبهه می شدند.

    من خودم دانشجوی دانشگاه زنجانم و استفاده مغرضانه عده ای سود جو را از حریکتمان به عینه دیدم و این درحالی بود که تا روز دوم، خود نیز بازیچه دستشان بودم و از این جهت برای خودم و دیگر دوستانم که مانند من فریب شعار های قشنگشان را خوردیم بی اندازه متاسفم.

    Hamed_g_2006@yahoo.com

    سجاد: حامد جان خیلی کنجکاو شدم ببینم چی شده. کاش شما که در اونجا بودی بیشتر مارو روشن کنی. کاش بیشتر توضیح می دادی.

  2. youlio :گفت

    لطف داری دوست عزیز. ممنون از لینک.

  3. علیرضا :گفت

    این اتفاق کاملا واقعیه
    شما فقط یه فیلم 2 دقیقه ای رو دیدی. من هم دختره رو دیدم هم اونایی که فیلم گرقتن و هم اون مردیکه که الان بازداشته.

    سجاد:اگه بنا رو بر راست بودن بزاریم.
    اول خوشحالم افرادی مثل شما هستند که دیدند و با جرات بیان می کنند. دوم خوشحالم که اون دختر خانوم تونسته به بهترین شیو خودش رو آزاد کنه. و سوم خوشحالم که می بینم که به این روش هرچند عجیب شما و دوستانتون تونستید که حقی رو ادا کنید و به یک دختر بیچاره کمکی بکنید که شاید هیچکس نمی تونست بکنه درور بر شما

  4. روژیار :گفت

    سلام،
    من معتقدم که هیچ چیزی توی دنیا مطلق نیست، تو این قضیه نه استاد خنگه و نه جایی از داستان لنگ، اتفاقا اینجا همه عاقلن ولی اون چیزی که می لنگه جهانبینی، قانون اساسی، آرمانها و افق دید یک کشور یا یک عده موجود عجیب و غریبه که پرچمدار جمهوری فاسد اسلامی ایرانن.

    سجاد: شما هم نظر جالبی داری. مشکل از ریشه وجود داره به نظر من باید اول مشکل اصلی این کشور که نظارت و فرق گذاشتن بین مرده حل بشه بعد همه چیز حل خواهد شد

  5. bamdadi :گفت

    خوب نوشتی. یا طرف خیلی خنگ بوده یا یه جای این داستان می‌لنگه.

    شاید هم هر دو….
    😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s