یا رفیق

خدا نه آن بود که حاج آقا میگفت.

خدا نه آن بود که آخوند توی تلویزیون می گفت.

خدا نه آن بود که همه می گفتند.

خدا آن رفیقی بود که وقتی تنها بودم و گریه می کردم, دست بر شانه ام گذاشت و گفت روی من حساب کن!

من سعی کردم دوست خوبی باشم, او همیشه هست و من همیشه به دوستم سر می زنم.

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

5 پاسخ برای یا رفیق

  1. محسن :گفت

    به خدا حرفات پر از افسرده گري هست نا اميدي تو

  2. حسنا :گفت

    سلام به دوست قدیمی … شرمندتم به خدا نمی دونم چی بگم … از ته قلبم که هزار تیکه اس بهت تسلیت می گم . ایشالا خودت سالم باشی … واقعا ناراحت شدم … راستی خوشحالم هنوز عاشق موندی … و خوشحالم خودت به خدا رسیدی …

  3. abedelahy :گفت

    سلام
    کاش با رفیقت رفیقی کنیم، ما هم.
    مطلب«بزرگ شدن»ات را بسیار بسیار پسندیدم.
    از سفر مادرت متاثر شدم. هر چند می‌گویند بعد از مدتی، به داغدیده تسلیت نگوئید، ولی من می گویم، شاد با خاطره‌ای شیرین، خاطرت شاد شود، امیدوارم.
    قشنگ می‌نویسی و عمیق.
    شاد باشی و سربلند.

  4. سوره :گفت

    تنخا دوستی که باهاش قهر کنی فحشش بدی باز هم باهاته یک کنه ی دوست داشتنی

  5. ITLine :گفت

    حواست به این رفیقت باشه قهر نکنه باهات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s