بایگانی ماهانه: سپتامبر 2009

غریبه ها

ای کاش . .  .   .    . Advertisements

نوشته‌شده در عمومی | 4 دیدگاه

باز پاییز باز صدای تق تق قطرهای باران پشت پنجره باز باران با ترانه باز بوی مطبوع زمین خیس

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

دلیل

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گدان خالی لب پنجره پر از خاطراته ترگ خورده ایم از خون دل بود ما خورده ایم اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر دل دلیل … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

رنج

هیچ چیز درد آور تر از این نیست که تورا ندان پندارنت در حالی که تو نادان نیستی! هیچ چیز درد آور تر از این نیست که تورا نا آگاه پندارند در حالی که آگاهی! هیچ چیز زجر آور تر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | 2 دیدگاه

رخ زردی

به قول مولوی: هرکه او بیدار تر پر دردتر / هرکه او آگاه تر رخ زرد تر بازم داشتیم از رسم بد این ایران حرف میزدیم و بازم مثل همیشه از سر دلسوزی گله گذاری می کردیم و غصه می … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید