رخ زردی

به قول مولوی:

هرکه او بیدار تر پر دردتر / هرکه او آگاه تر رخ زرد تر

بازم داشتیم از رسم بد این ایران حرف میزدیم و بازم مثل همیشه از سر دلسوزی گله گذاری می کردیم و غصه می خوردیم! دوستم گفت که ما هم خوب آدمای ناشکری هستیما! اگه توی افغانستان یا یکی از کشورهای آفریقایی به دنیا میومدیم بازم اینجوری ناشکر بودیم؟ اون موقع آرزوی این شرایطمون رو نمی کردیم؟!

بهش میگم: درد آدم از دانستن چیزاست. من و تو مثل آدمای تشنه ای می مونیم که آب ذلالی رو که حقمونه بخوریم کمی اونطرف تر داریم می بینیم و بوش به مشاممون میرسه. ولی نمی تونیم بهش دسترسی داشته باشیم. شاید اگه از وجود اون آب خبر نداشتیم به همین آب گلالود لجنی که دارن به خوردمون میدن راضی بودی!

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s