احساس, مثل آزادی

.

با این همه شرح چه کنم؟ حرفی نمی زنم فقط چشم می بندم و حس می کنم!

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای احساس, مثل آزادی

  1. طناز :گفت

    سلام
    خدا مرکز وجود من است ایا من پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را میبیند یا انسانی هستم که رویای پروانه شدن را میبیند؟ هر چه که باشیم انرژی در همه جا هست در وجود خدا ومن وپروانه پس من همه جهانم
    پست هات خیلی جالب هستن
    خدا قوت

  2. ایلیا :گفت

    بین اون همه در و دافی نمیشه چشم بست آقا جان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s