چیزی در درون

Andy Dufresne: That’s the beauty of music. They can’t get that from you… Haven’t you ever felt that way about music?
Red: I played a mean harmonica as a younger man. Lost interest in it though. Didn’t make much sense in here.
Andy Dufresne: Here’s where it makes the most sense. You need it so you don’t forget.
Red: Forget?
Andy Dufresne: Forget that… there are places in this world that aren’t made out of stone. That there’s something inside… that they can’t get to, that they can’t touch. That’s yours.
Red: What’re you talking about?
Andy Dufresne: Hope.

اندی: این زیبایی موسیقیه. اونا نمی تونن اونو ازت بگیرن. تا حالا همچین احساسی راجبه موسیقی نداشتی؟

رد: وقتی که جوون تر بودم ساز دهنی میزدم. علاقمو بهش از دست دادم. اینجا (زندان) زیاد احساس ایجاد نمی کنه.

اندی: اینجا (زندان) همون جاییه که بیشترین احساس رو ایجاد می کنه. تو بهش احتیاج داری تا فراموش نکنی.

رد: فرامون نکنم؟

اندی: فرامونش نکنی که . .  . . جاهای دیگه ای در این دنیا هستند که از سنگ ساخته نشدند. اینکه, یک چیزی در درون هست. .  . که نمی تونن ازت بگیرنش, نمی تونن لمسش کنن. اون فقط ماله توئه.

رد: داری راجبه چی حرف میزنی؟

اندی: امید.

جملات قصار رستگاری در شاوشنگ

این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s