بایگانی ماهانه: مه 2010

اعدام کنید

اصلا دوست ندارم وارد مسائل سیاسی بشم,حرفی هم که میزنم اصلا سیاسی نیست. من کرد هستم و به کرد بودنم افتخار می کنم, خیلی وقت ها مثل همین الان که دارم می نویسم عصبانی هستم از دست این ملت ایران! … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | 2 دیدگاه

بی خردی عمومی!

داشتم به این فکر می کردم که; اگه ملت به اندازه ای که برای دیدن سریال هایی مثل «Lost» و «Prison Break» وقت می گذارند, برای خواندن یکی از کتاب های خوب, وقت و اشتیاق صرف می کردند; کشور ما … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

راز موفقیت

مهم نیست که چقدر تلاش کردی, مهم نیست که چقدر شکست خوردی, مهم نیست که چقدر مهارت داری, مهم نیست که چقدر توان داری. فقط: «هرگز تسلیم نشو«

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

گوز!

اصولا گوزیدن در امریکا مثل این است که شما سرفه و یا عطسه کنید و فوقش با یک معذرت خواهی سر و ته آن را هم می آورند. از این مطلب کم و بیش آگاهی داشتم ولی این پست شما … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

اینوری و اونوری!

من عاشق  ترکیب «عصر دانایی» هستم! دوست عزیزم چه اینوری, چه اونوری, چه استبدادی ترین کشور دنیا, چه آزاد ترین کشور دنیا (البته به قول خودشونا نه ما!) سیاست میدونی یعنی چی؟ به قول دکتر حسن عباسی» سیاست یعنی کسب … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

وانیا

خدایای شکرت می کنم, خدایا خیلی دوست دارم. خدایا بخاطر این هدیت به ما ممنونم. وانیا خانوم, عمر دایی سجاد

نوشته‌شده در عمومی | 3 دیدگاه

فیلترینگ در اینترنت

در حال اندیشیدن به این نگته بود که: » چه کسی به فیلترینگ اهمیت میدهد؟» به نظر من فیلترینگ بدون قید و شرط فقط باید برای سایت های غیر اخلاقی و گسترش دهنده ی بخش های حیوانی وجود انسان اجرا … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

دید مثبت

یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 9:57 پدر: «دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی» پسر: «نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم.» پدر: «اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است.» پسر: «آهان اگر اینطور است، … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

اینک کمی آزادی

حس پرواز رو دوست دارم لبه ی پنجره ی ماشین نشستم! رنگ زرد رو خیلی دوست دارم, زرد بیکران رو بیشتر! مزرعه ی کلزا

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

چرا خدا می شوند؟

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 20:50 امروز بعد از کلی وقت یه نهیبی به خودم زدم. دوست خوبم ممد جون توی نظر ها داده بود و گفته بود ها اتللو دیگه از اون نقد و انتقاد هات خبری نیست ! خودمم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید