چرا خدا می شوند؟

چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 20:50

امروز بعد از کلی وقت یه نهیبی به خودم زدم. دوست خوبم ممد جون توی نظر ها داده بود و گفته بود ها اتللو دیگه از اون نقد و انتقاد هات خبری نیست ! خودمم نمیدونم چرا ولی این چند وقته اصلا تمرکز کافی نداشتم و نمیدونستم میخام چیکار بکنم حالا هرچی بوده دیگه رفته
بعد از کلی وقت امروز میخام به اصل مطلب برسم به اولین و مهمترین ضعفی که ما ایرانی توی تمامی دوران تمدنمون داشتیم شایدم براتون جلب باشه که بدونید که اهل تسنن یا به قول خودمون دوستان سنی این رو یکی از مهم ترین چیزا در برابر شیعه میدونن که اونم بهنقش ما ایرانی ها در اسلام بر میگرده!
نمیدونم ما ایرانی ها چرا اینطوری هستیم ولی این بدی رو داریم که از همه چیزو همه کس , سیاه و سفید میسازیم از یکی خدا و از اون یکی شیطان میسازیم و همش دور این فکرمون میگردیمو کلی توی جامعه به خودمون و دیگران آسیب میرسونیم
تا وقتی که بود و بود نمیدونم شاه و حاکم و عادل, دانشمند, خدا بودن و الان که کلی هم به تمدن ادعا داریم رهبر معظم انقلاب و آیت الله ! فلان و بنیان گذار انقلاب رو برای خودمون خدا کردیم! چراشو دیگه باید بهش جواب داد
تا حالا فکر کردین که مثلا من جون نمیتونم به رهبر گیر بدم ازش اشکال بگیرم. ها؟ یا مثلا تا حالا فکر کردین که مثلا منه بازم جون ! چرا نمیتونم بگم بابا این حرفایی که این آقای مرجع تقلید گفته قبول ندارم یا حداقل این قسمتشو قبول ندارم.
ما ایرانی ها همیشه برای یه گروهی حالا به هر دلیلی شم خدایی و از این حرفا قاعل میشیم و میگیم  بابا پادشاه هرچی گفت همونه و پسر پادشاه حتما آدم خوبیه این همون چیزیه که سنی ها میگن .اونا میگن چون ایرانی ها همیشه این جریانه پادشاه بازی رو داشتن و حکومت رو ارثی میدونستن این جریان امام ها و اینکه پسر هر امام میشه امام بعدی رو راه انداختن. البته من نمیگم که با اونا موافقم ولی اونا در هر صورت اینو میگن.
ماها وقتی که این مقام والا رو به کسی میدیم دیگه اصلا به ذهن خودمون نمیاریم که بابا ممکنه که اینایی که این میگه اشتباه باشه و یا اینکه اینا درست هستن ولی به نفع ما ایرانی ها نیستن. معلوم نیست ما کی میخایم قبول کنیم که بابا معصوم ها چهارده تا بیشتر که نبودن اونا هم به رحمت خدا رفتن پس دیگه هر کسی توی این دنیا هست حتما توی کارش یه گیری هست و یه جایی از کارش ایراد داره که ما باید اون اشکالات رو بهش بگیم و اونو کمک یا مجبور کنیم که اونا رو رفع کنه.
حالا این وسط معلوم نیست که چرا تا میخایم از آقای فلانی حرفی بزنیم نمیشه چون آقا آیت الله هستن بابا یه برگ گلم آیت الله است ولی اونم میگنده مگه نه؟ یا اون یکی ریسه این ادارست اون یکی دکتره و مهندسه و اون آقا مو سفیده رهبر بزرگ و بلند بالای ماست که شاید بهترین مرد روی زمین باشه و ما هم دوستش داشته باشیم ولی معصوم نیست نه شاهه! نه امامه نه پیغمبره و نه خدا !
باید دیگه از امروز خودمون رو درست کنیم و یه کم که شده منطقی باشیم , تا بتونیم به یه پیشرفتی برسیم همون طوری که این جمله ی تکراری میگه «حق گرفتنیه نه دادنی» پس ما باید حقمون رو بگیریم و با خودمون و وجدانمون رو راست باشیم

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s