نیمه ی پُره لیوان

توی این دنیا یه واقعیت هست!

یادم نیست کیا بودن ولی جملاتی رو به خاطر دارم که درست به نظر میان ولی ای کاش اینطور نبود.

“انسان ها فقط بخاطر دو چیز متحد می شوند, ترس و منفعت”

“وقتی که یک منظره ی زیبا کنار جاده باشه, معمولا بعضی از مردم کنار جاده می ایستند و یه نگاهی می اندازند. ولی وقتی یک تصادف شدید شده, معمولا همه کمی صبر می کنند و یه نگاهی می اندازند. قدرت تبلیغاتی ترس خیلی بیشتر از چیزهای دیگست”

وقتی خوب نگاه می کنم, وبلاگ هایی که سیاه انگاری می کنند, از نا امیدی میگند, از مملکتِ نابود شده می گند, از معشوقه یِ رفتهِ می گند, همش در حال نق زدن و انتقاد هستند؛ خیلی زود توی وبلاگستان بازدید ها و لایک هاشون بالا میره! و این چیزه خوبی نیست! فکر نمی کنم از بدی گفتن کاره سختی باشه.

بد بودن و از بدی گفتن کاره سختی نیست, کاره سخت اینه که از درون بدیها خوبی رو پیدا کنیم و اون رو نشون بدیم. اینکه بگیم همه چیز در حال نابود شدنه کاره سختی نیست, کاره سخت اینه که بگیم باید چیکار کرد که همه چیز خوب باشه!

Advertisements
این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s