پایان / چرا نباید وبلاگ بنویسیم!

این آخرین پست این وبلاگه, خیلی سریع و بی مقدمه می نویسم. چون باید زود برم؛ رفتنی که دیگر بازگشتی نخواهد داشت.

باید تمومش کنم, بخاطر خودم, بخاطر زندگیم, بخاطر آیندم.

هر کسی برای وبلاگ نوشتن دلایل خودش رو داره, حتی منم خوبشو داشتم و دارم, ولی نمی خام از خوبی های وبلاگ نویسی بگم, میخام از بدی هاش بگم از بدی های خودم بگم, از بدی های زمانه بگم.

من وبلاگ نویسی رو بعد از 5 سال می بوسم و میزارم کنار, چون برام رفیق بی کلک نبود, نامردی کرد باهام, بی وفا بود. شاید بدی نکرد؛ ولی زندگی رو از من گرفت, شاید دنیای دیگه ای رو برام باز کرد, ولی دنیایی که توش زندگی می کردم رو از من گرفت.

خوبی هاش با خودتون, اما من بدهای وبلاگ نویسی رو میگم, دروغ نیست کسی از فضا هم نمیگه, من دارم میگم, همش رو تجربه کردم, حسشون کردم.

فوقش که بشی آخر وبلاگ نویسی و همه بشناسنت هیچی نمیشی, توی این مملکت به جایی نمیرسی, یا فیلتر می شی یا اینکه فوقهِ فوقش توی یه جشنواره با 50 نفر آدم یه لوح تقدیر بهت میدنو توام مثلا برنده میشی, یا فوقش توی چندتا سایت کمی معروف رتبه ی اول میاری! دچار خود توهمیهِ مفید بودن میشی.

وبلاگ با من چیکار کرد؟ با ماها چیکار می کنه؟

همین سوال اول, برای یک آدم عاقل کافیه که تمام بنیاد های فکریش بلرزه و دیگه اسم وبلاگشم نیاره!

اگه 5 سال, روزی 5 ساعت روی کاری متمرکز میشدی, الان به کجا رسیده بودی؟

وبلاگ ازت هزینه ی مالی میگیره, ازت زمان؛ مهمترین دارایی تورو میگیره, احساست رو میگیره, اما برای چی؟ برای کی؟ با چه هدفی؟

دنیای واقعی رو ازت می گیره, شاید توی این دنیای مجازی واسه خودت کسی بشی ولی توی دنیای واقعی هیچی نیستی.

یا آدم ضعیف و کم بنیه, یا یه خپلِ شُل وِل, خجالتی , اجتماعی نیستی. ماشین بابایی که خراب میشه می تونی کلی سایت طرفدار ماشین و تیونینگ تالک و کلی کوفت و زهرمار توی ذهنت جور کنی ولی نمی تونی یه تعمیرگاه ببریش که تیغت نزنهِ؛ که کارت رو درست انجام بده.

استراب, ترس از جمع, افسُـــــــــــــــــــــــــردگی, یه بدن به درد نخور که توی یه خونه تکونی به هیچ دردی نمی خوره.

خلاصه زندگیت رو صرف چیزی می کنی که اگه صرف خودت می کردی الان جاهای خیلی بهتری بودی, اگه ورزش می کردی, قوی بودی, اگه صرف کار می کری الان پول توی دست و بالت بود, اگه صرف درس می کردی, الان توی بهترین دانشگاه بودی.

الان زندگیتو گذاشتی ولی هیچی نشدی, هیچی نشدی.

معتاد کیه؟

معتاد کسیه که بیش از حد دنبال چیزی میره که ازش لذت میبره؛ زندگیش رو میزاره, پولش رو میزاره, وقتش رو میزاره, عشقش رو میزاره, فرصت هاش رو از دست میده.

معتاد به کسی بدی نمیکنه, به کسی ضرر نمی رسونه, هرچی می کنه به خودش می کنه, ولی وقتی شما اون رو توی خیابون می بینید ازش رو برمی گردونید, درحالی که اون تنها کاری که کرده, برای خودش خوب نبوده!

میخاستم وبلاگ بنویسم که دنیا رو عوض کنم, که یه دنیای بهتر بسازم (شاید فقط واسه خودم), بیشتر یاد بگیرم و بیشتر یاد بدم, که بیکار نباشم و کاری کرده باشم. که به قول فیلم کیک اَس «Just existed» نباشم. ولی الان دارم میبینم که بهتره فقط خودم باشم, به فکر خودم باشم و دنبال زندگی خودم باشم, اینقدر دنبال دیده شدن و گداییِ خودم از جهان اطرافم نباشم.

دوستان زیادی توی این مدت توی این دنیای مجازی پیدا کردم که الان دیگه خوشحال نیستم براشون, بیشتر دوست دارم که اصلا وجود نداشتند و توی دنیای واقعی میدیدمشون. اما همیشه دوستشون خواهم داشت.

و این پایان است.

دیگه هیچگونه فعالیت اینترنتی نخواهم داشت, سعی می کنم هر چند هفته یکبار ایمیلم رو یه نگاهی بندازم.

mr.otello [ at ] Gmail [ dot ] com

و در آخر یاد شعری افتام که خیلی وقت پیش حفظش کردم, ولی افسوس . .  .

افسوس هرآنچه برده ام باختنی است

بشناخته ها تمام نشناختنی است

برداشته ام هرآنچه باید بگذاشت

بگذاشته ام هرآنچه برداشتنی است

.

پی نوشت: دلیل اصلی این پایان رو شاید درست نگفتم, من مریض شدم, واقعا مریض شدم, بخاطر استفاده ی زیاد از کامپیوتر و اینترنت اینجور چیزا علاوه بر اینکه خیلی وقته دچار اضطراب شدید هستم, دچار مشکلات تغذیه و معده شدم! واقعا الان دیگه معده ی من داره داغون میشه!! علاوه بر اینکه میگرنم رو وحشتناک شدید کرده. همش خودم رو گول میزدم که مال این چیزا نیست ولی برام ثابت شد. از عصبانیت میخاستم سیستمم رو خورد و خمیر کنم ولی به جمع کردنش بسنده کردم.

.

خداحافظ, همین حالا.

این نوشته در عمومی ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

10 پاسخ برای پایان / چرا نباید وبلاگ بنویسیم!

  1. یاس :گفت

    sajad jan doroste zendegitu azar gereft ,ehsasetu azat gereft vali ba in neveshtehat be khili ha zendegi dadee khili ha k nemishnasishun va ba khondane 1 jomle az to zendegishun avaz shod .dost dashtam bishtar bahat ashna sham vali heif dir pidat kardam khosh bashi har ja k hasti barat arezooye movafaghiyat mikonam khoda negahdaret bashe

  2. سیامک :گفت

    عالی بود.
    می خواستم وبلاگی درست کنم به قشنگی وبلاگت ولی این متنت مسیرمو درست کرد.
    نجاتم دادی از یه پنج سال هدر دادن عمرم و این تجربه

  3. pegah :گفت

    khastam begam benevisi behtare,ama kamtar.vaghti javabet ro be mohamad erfan didam,ba khodam goftam hichi nagam behtare!

  4. امیر :گفت

    چه طوری می خواستی با این وبلاگ در پیتت دنیا رو عوض کنی؟همون بهتر که دیگه ننویسی باید از مدتها قبل اینکارو می کردی

  5. راست میگی، غیر یه معتاد کی میذاره دستاش اینجوری بشه؟ دلم واسه دست تو و دست خودم که اگه بدتر از این عکس نباشه بهتر نیست میسوزه!

  6. محراب :گفت

    خیلی شهامت می خواد و اراده که واقعاً بشه این کارو کرد. من چند ماه پیش سعی کردم اما ضعیف بودم خیلی. حالا دوباره دارم این کارو می کنم. نوشته شما خیلی امیدوارم کرد به راهم. واقعاً اینترنت همه ی زندگی منو نابود کرد. امیدهامو، آرزوهامو، حتی احساس و هوش منو ازم گرفت. باید فکر و روحمونو معطوف به یک محرک دیگری بکنیم

    سخته اما شدنیه و وقتی ترک بشه واقعاً لذت فوق العاده ای داره…

  7. حسنا :گفت

    رفتی؟!!! برا کسی و چیزی بودن مسخره ترین چیزه …واسه خودت باش سجاد جان … ندیدن نوشته هات وقتی بهت عادت کردم سخته ولی اگه آروم میشی برو … فقط یه جایی تو قلبت … مهم نیست … انتظار کشیدن برا برگشتنت حتی اگه بیهوده بازم لذت بخشه …همشهری … همدم … هم گریه… خدا به همراهت

  8. همه ی بدی هایی که نشوتی درست. اما اگه به یه خوبی وبلاگ نویسی بیشتر توجه می کردی شاید به این نتیجه نمیرسیدی. اونم اینه که ما واسه دل خودمون وبلاگ مینویسیم. تو اینجور کار ها هم نباید دنبال منفعت ظاهری بود.

    اما تصمیمت محترمه و امیدوارم موفق باشی هر جا هستی🙂

    • Sajad :گفت

      منم توی تمام این سالها فقط واسه ی دل خودم می نوشتم عزیز, هیچوقتم دنبال منفعتی از وبلاگم نبودم.
      ولی بیا اینجوری نگاه کنیم.
      به نظرت یک معتاد واسه ی دل خودش نمیکشه؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s