آفرینش

وقتی که از سفر مشهد برمیگشتیم, توی اتوبوس یه دختر و پسری بودند که خیلی ازشون خوشم اومد؛ تهرانی بودند. دختره توی مسیر یه دسته کاموای کوبلن دوزی در آورده بود داشت با دست می بافت. من عاشق این هنر شدم, توی بیشتر وقتی که می بافت نگاهش می کرد؛ پسره متوجه شد فکر کرد دارم به دختره نگاه می کنم و چشم چرونی براهه, منم متوجه حسش شدم و دیگه تا رسیدیم رومو برگردوندم طرف پنجره. خیلی برام جالب بود؛ چند تا دست بند دسته پسر بود, چندتا هم دست دختره معلوم بود همشو خودش بافته, خیلی زیبا بودند. از همونجا تصمیم گرفتم که بِرَم توی این کار! خلق کردنِ چیزی به این زیبایی واقعا منو هیجان زده کرده بود با اینکه اصلا از این تجربه ها نداشتم ولی به محض اینکه رسیدیم کرمانشاه شروع کردم توی اینترنت در مورد این روش جست و جو کردن. چیزی که خیلی توجه منو جلب کرد, ساده بودن و احتیاجی به هیچ وسیله ای نبودن این روش بود؛ فقط چند تا نخ و دست خالی! طرح های اونم خیلی متنوع و زیبا بودند. روش بافت با انگشت یا «Finger Weaving» یه روش خیلی مرسومه که توی بیشتر دنیا استفاده میشه, مثلا در همین کشور خودمون برای بافتن سبد و . . . اما توی دنیا بیشتر از طریق بومی های آمریکای جنوبی شناخته شدست. تصمیم گرفتم که شروع بکار کنم و بجای این همه دست دست کردن اولین چیزی رو که می تونم درست کنم! وقتی دست بکار شدم مشکل پیش اومد, این روش بافت چون در اون از گره استفاده نمی شد باید کنترل خیلی زیادی در انگشتان و نخ ها بوجود میومد که من هرکاری کردم نتونستم ایجادش کنم. بالاخره بیخیال این روش شدم, ولی دلسرد نشدم! توی جست و جوهای اینترنتی به روش های مختلف بافت برخورد کرده بودم. تصمیم گرفتم از روش خیلی ساده ی تار و پود استفاده کنم؛ مثل بافتن گلیم. 10 عدد نخ رو به پایین و بالای میز تلفن کنار تخت که از فِرفُوژِ ست گره زدم و شرو کردم گلیم بافت کردن, بعد از چند ساعت یه نوار بافتم که اتفاقا خوبم از آب در اومد. بعد 3 دونه نوار ساده با استفاده از 3 عدد نخ با رنگ های مختلف به روش بافت انگشتی بافتم, بعد اون 3 نوار رو دوباره به هم بافتم. دست آخرم نوار باریک رو زیگزاگ روی نوار پهنه دوختم و یه دکمه هم زدم به دستبند, و حالا به مچم وصله!

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

و این بود اولین آفرینش ما! برای بار اول بد از آب در نیومد اما برای طرح زدن باید از رنگ های بیشتر استفاده کرد؛ باید روش بافتم خوب بلد بود که من در حال حاظر باید سعی کنم یادش بگیرم. توی جست و جو در مورد این روش به چیز جالب تری برخوردم. بافت با فلز یا همون زنجیر خودمون! این یکی رو دیگه خیلی دوست داشتم.

Advertisements
این نوشته در روزنوشت ارسال شده و با , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s