بایگانی نویسنده‌ها: سجاد

دربارهٔ سجاد

I'm just exist!

وبلاگ جدیدم!

دوستان بعد از فیلتر شدن کل وردپرس توسط این مردم نفهم و بی شعور و ظالم. کلی از وبلاگ نویسی دور بودم. ولی الان دوست دارم دوباره بنویسم. یه وبلاگ جدید راه انداختم. اگه دوست دارید پی‌گیری کنید. فید وبلاگ … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | ۱ دیدگاه

2012

سال 2012 شد. باز هم زمان به همون سرعت قبل در حال گذر کردنه یک سال دیگه به آرشیو این وبلاگ اضافه شده؛ سالی که بعد از فیلتر شدن وردپرس کم پُست ترین سال زندگی این وبلاگ بود. دلم برای … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | دیدگاهی بنویسید

غم مخور

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در ادبیات | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

سگ‌ها و گرگ‌ها

(بند-۱) هوا سرد است و برف آهسته بارد ز ابری ساکت و خاکستری رنگ زمین را بارش مثقال، مثقال فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ سرود کلبهٔ بی روزن شب سرود برف و باران است امشب ولی از زوزه‌های باد پیداست که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در هنر و زیبایی, ادبیات | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

وبلاگ عزیزم

بعد از فیلتر شدن وردپرس دیگه دست و دلم به وبلاگ نویسی نمیره. دلم برای نوشتن تنگ شده. نه هیچیه دیگه. فقط برای نوشتن تنگ شده. چندین وبلاگ دیگه ساختم که شروع کنم توشون بنویسم ولی دلم اینجا گیره وبلاگ … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | برچسب‌خورده با , , | دیدگاهی بنویسید

یادی از اندیشه‌هایم

اون قدیم ندیما وقتی شروع کرده بودم به وبلاگ نویسی نمی‌دوستم که اصلا وبلاگ به چه دردی می‌خوره! فقط می‌نوشتم. الان که به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم وبلاگ بهم کمک می‌کرد که فکر کنم٬ راجع به دنیای اطرافم. بالاخره آدما … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در تامل, عمومی | برچسب‌خورده با , , | دیدگاهی بنویسید

زندگی خالی نیست !

زندگی خالی نیست ! مهربانی هست ، سیب هست ، ایمان هست ، آری تا شقایق هست زندگی باید کرد … در دل من چیزی است ، مثل یک بیشه نور ، مثل خواب صبح دم شیرین ، و چنان … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در ادبیات, رقص سخن, زندگی | برچسب‌خورده با | ۱ دیدگاه

خداحافظی

چند وقتی هست یک جای دیگه می‌نویسم. دلم برای اینجا تنگ می‌شه٬ الانشم شده. ولی چاره‌ای نیست٬ این انتخاب خودم بود. همونطور که اگه انتخاب می‌کردم اینجا می‌موندم روزهای خوب بدی رو با این وبلاگ گذروندم٬ خاطرات تلخ و شیرین … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در عمومی | 2 دیدگاه

چهارشنبه سوری و بازداشت دوست ما که لیدر شورش شد!

می‌گفت دیشب توی نوبهار حدود ۴۰۰ نفر رو گرفتن(شایدم کل کرمانشاه این عدد بوده) «ج» و «ر» رو با هم گرفته بودند٫ بخاطر اینکه توی ماشین توی نوبهار با گوشیش فیلم گرفته بود. با اینکه آزادش کردن گوشی هردوشون رو … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در کرمانشاه, تامل, سیاست | برچسب‌خورده با , , , , , , | ۱ دیدگاه

اس ام اس

چقدر به قبلم فشار میاد٬ وقتی که صدای تتق تتقِ اومدنِ اس ام اس توی اسپیکر میاد. توی این یک ثانیه٬ اظطراب و آرزو با هم میاد سراغم شاید تو باشی اما تو نیستی٬ هیشکی نیست. مثل همیشه تبلیغ ایرانسل

نوشته‌شده در کوتاه نویسی | برچسب‌خورده با , , , | ۱ دیدگاه